على اصغر شميم

485

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

عكس العمل شديدى را از طرف محمد على شاه و رژيم استبداد عليه آزادى احساس كرده و در تهران و دو شهر قهرمان ايران ، يعنى تبريز و رشت ، جوانان و مردان و زنان دوش به دوش يكديگر به فراگرفتن فن جنگ و به كار بردن اسلحه سرگرم و براى جانبازى در راه هدف مقدس ملى آماده بودند . گزارش لياخوف ، كه در بالا نقش شد و گزارش‌هاى ديگر او به ستاد فرماندهى نيروى روسيه تزارى در قفقاز و تذكر اين نكته كه « محمد على شاه مانند هر ايرانى از زدوخورد بيمناك است » ، نشان مىدهد كه شاه ايران در حقيقت آلت اجراى مقاصد و نيات پليد دولت ستمگر روسيه تزارى بوده و در تمام عمليات و اقدامات جنايت‌آميز بريگاد قزاق و فرماندهان آن ، نقش درجه‌ى دوم را داشته و فقط از اوامر ارباب خود ، يعنى امپراتورى خورشيد كلاه روسيه پيروى كرده است . نقشه‌ى مانور آزمايشى نيروى استبداد در برابر مجاهدين راه آزادى ماهرانه طرح گرديد ، اما با موفقيت روبرو نشد . در ذيقعده 1325 قمرى ، مجلس شوراى ملى از شاه خواست كه امير بهادر جنگ و سعد الدوله را از كار بر كنار كند . در برابر اين پيشنهاد مانور نيروهاى استبداد در تهران ، پس از چند روز آغاز گرديد و يكى از ننگين‌ترين و شرم‌آورترين صحنه‌هاى انقلاب ملى ايران را به‌وجود آورد . اينك شرح ماجرا از زبان دكتر مهدى ملك‌زاده : « . . . ولى عناصر استبداد با كمال زبردستى مشغول كشيدن نقشه‌ى انهدام مشروطيت بودند و قشون معظمى از عده‌ى زيادى روحانيون و طلاب و شاهزادگان و اعيان و اشراف و رؤساى ايلات و كدخداها و سركش‌هاى محلات شهر ، درشكه‌چى ، اوباش و اراذل و شيخ محمود ورامينى و عده‌ى زيادى از اتباع او كه در حدود هشتصد نفر مىشدند ، بعضى از ايلات اطراف تهران ، عده‌اى از افواج ، صاحب‌منصبان سادات شيرازى ، قزاقخانه و غيره تشكيل داده و غفلتا ميدان توپخانه كه مركز پايتخت بود و خيابان بزرگ اطراف آن را اشغال كردند ، چادرها برپا كردند ، ديگ‌هاى پلو بار گذاردند و صداى : وادينا ، وامحمدا ، ما مشروطه نمىخواهيم ، ما دين نبى خواهيم ، از حلقوم هزارها افراد معلوم الحال بلند شد . اكثر اين افراد بلكه تمام آن‌ها مسلح بودند و چند توپ هم در اختيار داشتند ، چنانچه ناطقين آن‌ها اغلب در روى توپ‌ها جاى گرفته نطق مىكردند و مردم را به مخالفت با مشروطيت تشجيع مىكردند . روحانيون مستبد ، مشروطيت را دين مزدك اعلام كردند و مشروطه‌طلبان را بابى گفتند و ريختن خون و بردن مال آن‌ها را بر مسلمين ، حلال فتوى دادند . تمام شهر در حال تعطيل بود و تمام دكان‌ها بسته شده بود . اشرار و الواط كه عده‌ى آن‌ها به چندين هزار نفر مىرسيد ، به غارت و مجروح و مقتول كردن مردم بىگناه دست زدند » .